هنرمند هایپررئالیست تلاش میکند واقعیت را تا آنجا که میتواند تحریفنشده روی اثرش پیاده کند و از همینرو مجسمه های ساخته شده با این سبک پر از جزئیات هستند تا جایی که حتی گاهی با انسان یا شیء واقعی اشتباه گرفته میشوند.
هرچند مجسمه سازی با این سبک، چندین سال است که در دنیا رواج دارد اما در ایران نوپا بوده و هنرمندان بسیار معدودی به دانش ساخت مجسمه با این سبک مسلط هستند. «رضا فلاحیان اصل» مجسمه ساز جوان تبریزی در ردیفِ همین هنرمندانِ معدود است که از چند وقت پیش بر روی خلق آثاری با این سبک متمرکز است. او تا زمان حاضر تندیس هایپررئال امیر سرلشکر خلبان شهید «جواد فکوری»، وزیر دفاع و فرمانده فقید پایگاه دوم شکاری تبریز و سردار سرلشکر پاسدار شهید «مهدی باکری» فرمانده فقید لشکر ۳۱ عاشورا را ساخته که سپاه آذربایجان شرقی آنها را در هفتۀ دفاع مقدس امسال رونمایی کرد ضمن اینکه اکنون در حال ساخت تندیس هایپررئال دانشمند شهید دکتر «محسن فخری زاده» معاون وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و رئیس فقید سازمان پژوهش و نوآوری این وزارتخانه است که در موزۀ در شرفِ راه اندازیِ هسته ای تهران نصب خواهد شد.
این هنرمند تبریزی که قبل از مسافرتش به جمهوری آذربایجان در دفتر روزنامۀ «مهدتمدن» حضور پیدا کرده بود، برای نخستین بار جزئیات ایده اش برای تاسیس «موزه یادبود تاریخ تبریز با آثار هایپررئال» را ارائه کرد اما در عین حال گفت که تحقق این ایده نیازمند حمایت و پشتیبانی مادّی و معنوی مسئولان است. متن زیر گفت وگوی ما با «رضا فلاحیان اصل» است که در ادامه مرور می کنید:
*۲ مجسمۀ ساخته شده توسط شما، در هفتۀ دفاع مقدس (۳۱شهریور-۶مهر) رونمایی شد. به ظاهر این آثار، متفاوت از آثار قبلیِ شما و همچنین مجسمه های دیگری است که تاکنون ساخته شده است. می توانید از جرئیات این کارها بگویید و اینکه سبکی که از آن استفاده کرده اید، چه سبکی است و چه مشخصاتی دارد؟
به سفارش سپاه آذربایجان شرقی مجسمه های امیر سرلشکر خلبان شهید جواد فکوری و سردار سرلشکر پاسدار شهید مهدی باکری را ساخته ام و همان طور که شما گفتید، در هفتۀ دفاع مقدس رونمایی شدند. در ساخت این مجسمه ها برای نخستین بار از سبک «هایپررئالیسم» استفاده شده که به خاطر مشابهتِ بسیار زیادِ این مجسمه ها با چهره و پیکر واقعی شهدای مورد اشاره، کاملاً واقعی به نظر می رسند.
قطعاً واقع نمایی که مجسمه های هایپررئال دارند و ارتباطی که می توانند با مخاطب برقرار کنند، از ویژگی های منحصربفرد این نوع مجسمه هاست و به همین خاطر شاهد این ویژگی در هیچ یک از مجسمه های ساخته شدۀ قبلیِ دیگر نیستیم.
و اما در مورد هایپررئال، بهتر است یادآوری کنم که این سبک، سبکی تازه به حساب نمی آید ولی دگرگونی هایی که در متریال های مورد استفاده در مجسمه سازی با این سبک به وجود آمده، آن را دوباره در کانون توجه ها قرار داده و آثار خلق شده با این سبک را به شدّت جذّاب کرده است. اگر در گذشته می توانستیم مجسمه های مومیِ هایپررئال را بسازیم، امروز اما با استفاده از سیلیکون، مجسمه هایی را می سازیم که برای آن چشم می گذاریم؛ اگر دهان باز باشد دندان درون آن قرار می دهیم؛ مو، ابرو، سبیل و ریش را می کاریم و به صورت دستی گریم می کنیم. این مجسمه های سیلیکونی قابلیت بازسازی دارند؛ ماندگاریشان مادام العمر است؛ مثل پوست انسان دارای خاصیت منعطف و ارتجاعی هستند، و در یک کلام، مسجمه، فوق نزدیک به واقعیت است.
*شما تنها مجسمه سازی هستید که این نوع از مجسمه ها را می سازید؟
در خارج از پایتخت، بله. در تهران، یکی از هنرمندان خوبِ مجسمه سازِ کشورمان با استانداردهای بالایی مشغول فعالیت در این سبک است اما به غیر از این هنرمند، فرد دیگری که دارای تولیدات هنریِ فاخر و باکیفیت باشد، نداریم.
*چگونه شد که با این سبک آشنا شدید؟ تجربۀ ساخت مجسمه های دیگری با این سبک را هم دارید؟
من از سال ۱۳۸۰ به صورت حرفه ای فعالیت خود را در تلویزیون، سینما و تئاتر، با طراحی گریم و صحنه آغاز کردم. همزمان مشغول مجسمه سازی هم شدم و تجربۀ فیلمسازی را نیز دارم. بعد از اتمام خدمت سربازی، در سفر به خارج از کشور، پیوسته رشته های هنریِ مورد علاقه ام را دنبال کردم و همواره به دنبال ارتقای توانمندی هایم و آشنایی با تازه ترین تحوّلات بین المللی در این حوزه ها بودم. نتیجۀ این تلاش ها کسب مهارت های نو به نو و البته دریافت سفارش پروژه های بین المللی بوده است. در همین راستا پروژه هایی را در کشورهای روسیه، گرجستان، ترکیه و جمهوری آذربایجان پذیرفته و به انجام رسانده ام و تا چند روز دیگر، مجدداً عازم باکو هستم.
به غیر از خلق مجسمه های هایپررئالِ متعلق به شخصیت های خارجی که با سفارش کشورهای دیگر ساخته ام، در داخل کشورمان نیز ساخت تندیسِ چند چهره را با سبک هایپررئال انجام داده ام که عمدتاً با سفارش بخش غیردولتی بوده است. حالا هم ساخت مجسمۀ دانشمند شهید دکتر محسن فخری زاده را در دست دارم که بعد از آماده شدن، تحویل سازمان انرژی اتمی می شود تا در موزۀ در حالِ راه اندازیِ هسته ای تهران نصب شود.
*و اینکه آیا در آینده شاهد هنرنمایی های دیگری از شما خواهیم بود؟
همیشه ذهن من مشغول یافتن پاسخ برای این سوال بوده که چرا متناسب با بزرگی، اصالت و عظمت تاریخ تبریز و آذربایجان، کار فاخر هنری به ویژه در حوزه هنرهای تجسمی و بالاخص مجسمه سازی انجام نشده است. در پیوند با تحوّلات رخ داده در عرصۀ مجسمه سازی، به نظرم می شود با توسّل به این هنر، کاری کرد کارستان.
ایدۀ من ایجاد «موزۀ یادبود تاریخ تبریز با آثار هایپررئال» است. اگر این ایده محقق شود که شرط آن پشتیبانی مادّی و معنویِ دستگاه های اداری مانند شهرداری، سازمان میراث فرهنگی، ارشاد و حمایت عملیِ مسئولان است، می توان دست به خلق سازه های هنری و همچنین مجسمه های زیبایی زد که به مثابه فریم های ماندگار از تاریخ این سرزمین، تصویرگر شکوه آذربایجان و تبریز باشند.
مثلاً تصور کنید در یک سازۀ هایپررئال قرار دارید که لحظه اعدام «ثقه الاسلام» به دست قوای اجنبی در میدان مشق (دانشسرای کنونی) تبریز را در ۱۱۰سال قبل، با همۀ جزئیات و در عالی ترین درجه از شباهت به چهرۀ اشخاص و اشیای واقعی، نشان می دهد. اطمینان دارم خلق صحنۀ هایپررئالیِ مقارن با لحظه ای که این عالِم بزرگ دینی و مبارز مشروطه خواهِ تبریزی در برابر چشمان عزادارن حسینی و درست در ظهر سرد و زمستانی عاشورای آن سال به دار آویخته شده است، به قدری زیبا از کار درمی آید که اِنگار به آن لحظۀ تاریخی بازگشته ایم و خودمان وسط جمعیت هستیم!
این دست از فرازهای تاریخ تبریز و آذربایجان، پرشمار است و می توان در موزه ای، مثلاً ۲۰ یا ۳۰ لحظۀ ماندگار را بازسازی و در معرض نمایش شهروندان و گردشگران داخلی و خارجی قرار داد.
منتهای مراتب از آنجا که متاسفانه مجسمه سازی و حمایت، تلفیقی غریب است، دغدغۀ اصلی من در تاسیس این موزه پشتیبانی عملی مسئولان است. در عین حال من ناامید نیستم زیرا که زندگی همچنان در حال جریان است!
حامد عاطفی فر
پایگاه خبری تحلیلی راهبرد رسانه صحت خبر بهتر از سرعت خبر