فرهنگ هواداری و تربیت نسل تازه طرفداران فوتبال و تراکتور؛ نقش مثلث جامعه – لیدر – طرفداران بر فرهنگ هواداری
در نیمه های نیم فصل اول لیگ برتر فوتبال کشور و در آستانه دومین میزبانی تراکتور در لیگ نخبگان آسیا برابر الشرطه عراق قرار گرفتهایم و تنها نماینده استان و کشور در لیگ برتر و نخبگان آسیا به مصاف حریفان می رود.
سرویس ورزشی راهبرد رسانه / وحید ارضی/ با توجه به سوابق برگزاری دورههای متعدد و متفاوت فوتبال در کشور پهناور ایران و آسیا تنها جامهایی که در ویترین افتخارات ورزش استان آذربایجان شرقی میدرخشد، قهرمانی های تراکتور در دو جام جام حذفی و یک جام در لیگ برتر و سوپرجام است که به ویترین افتخارات تبریز افزوده شده است. البته نباید از نائب قهرمانی های متعدد تراکتور و یک نائب قهرمانی گسترش فولاد در جام های حذفی و لیگ برتر غافل شد و نا گفته نماند که روزی روزگاری ماشین سازی و شهرداری نیز عنوان بهترین تیم شهرستانی را یدک می کشیدند. شاید در این مجال صحبت از تیم های فقید ماشین سازی و شهرداری مربوط به مطلب نباشد ولی همین که اسمی از آنها برده می شود، شاید کک بعضی مسئولان را به تحرک واداشته و گزشی داشته باشد.
تیمهای تبریزی به ویژه تراکتور قبل از قهرمانی اخیر تراکتور در لیگ برتر و سوپرجام، از سالهای دور تا آستانه کسب معتبرترین جام کشور رفتهاند ولی با توجه به شرایطهای پیشبینی نشده و عوامل غیرمترقبه عجیب از کسب جام قهرمانی بازماندهاند و حتی در دهه 60 و در لیگ استانی قدس هم منتخب استان آذربایجان شرقی با مسائل غیرفنی و غيرفوتبالی جام را به شهر رقیب و سنتی تقدیم نمود و خیلی مسائل دیگر از این قبیل که لازم نیست همه آنها در این مقاله واکاوی شود و بارزترین آن مربوط به لیگ چهاردهم و بازی معروف تراکتورسازی – نفت است که ازدست رفتن جام اظهرمن الشمس بود که حق طرفداران فوتبال آذربایجان پایمال شد و کسی هم از مدیرعامل گرفته تا مسئولین رده بالای فوتبال کشوری و استانی پیدا نشد تا از حق مسلم قهرمانی تراکتورسازی دفاع کند و تمام وعده های داده شده به تاریخ و فراموشی سپرده شد که موجب خسارات جبران ناپذیری در روان و روح طرفداران و همچینین خسارات فیزیکی به ورزشگاه ها به خصوص صندلی های یادگار امام و شیشه های ماشین و غیره شد. ولی سرانجام در لیگ اخیر با درایت مدیران، کادرفنی و بازیکنان و همه عوامل استانی از نیروی انتظامی گرفته تا کوچکترین مسئول استانی و در راس آن ها طرفداران باشعور و پرشعور تراکتور باعث شدند که یک جام تمیز و پاکیزه به افتخارات استان و منطقه افزوده شود.
حال باتوجه به مشکلات اشاره شده طرفداران و دوستداران واقعی تراکتور، مسئولان تیم ، بازیکنان و مربیان وظیفه سنگینی به دوش دارند. خوشحال هستیم که تفکرات منفی و منسوخ از تیم محبوب آذربایجان دورگشته است و یک مربی پرانرژی و کاربلد با یک گروه خوب از فصل گذشته مسئولیت تیم را برعهده گرفته اند تا با دفاع از عنوان قهرمانی و همچنین افتخارآفرینی در لیگ نخبگان آسیا بتوانند از حیثیت فوتبال این آب و خاک دفاع نمایند.
اينك طرفداران فوتبال به خوبی می دانند این مدل تراکتور فارغ از هر نتیجه نیاز به حمایت همه جانبه دارد و دلمان روشن خواهد بود که اعتماد به اسکوچیچ و یارانش بی نتیجه نخواهد ماند و باتوجه به حرف های اشاره شده در اول مطلب و از دست رفتن قهرمانی های محرز به دست عوامل نامعلوم ، انتظار قهرمانی از تیم جدید نیز نامعقول نیست، پس طرفداران فقط و فقط باید حمایت کنند تا تیم به حاشیه کشیده نشود.
مثلث «جامعه – لیدر – طرفداران» با تقویت ارتباط خود از طریق رسانه و یا دیدار به غیر از جو استادیوم و جلسات متعدد با جامعه شناسان می تواند اثرات مثبتی در فرهنگ سازی طرفداران داشته باشد.
فوتبال بدون تماشاگر و طرفداران معنا ندارد و هیجانی که ایجاد می شود ناشی از همین جو طرفداری در استادیوم هاست و امروزه که فوتبال به عنوان یک صنعت و بیزینس اقتصادی شناخته می شود بدون هواداران، صنعتی ورشکسته محسوب می شود و باشگاه های فوتبال نقش اساسی در تربیت و حمایت از طرفداران خود دارند که برعهده کانون هواداری باشگاه است.
فرهنگ طرفداری در فوتبال دنیا همیشه در حال تغییر بوده و اگر دقت کرده باشیم طرفداران دو آتیشه لیورپول همانند سی سال پیش نیستند که با سفر به شهرها همه چیز را به آشوب می کشدیند و یا اشعار و شعارهایی که برای روحیه دادن به بازیکنان خودی و تضعیف روحیه بازیکنان حریف و حتی اشتباهات داوری سر داده می شود با سال های گذشته فرق دارد و تیم های ایرانی و به ویژه طرفداران تراکتور نیز از آن قاعده مستثنی نیستند. برای نمونه در سال های نه چندان دور در استادیوم های ایران و تبریز هنگام ورود تیم ها به استادیوم کبوترهای بی گناهی که از قبل به استادیوم آورده شده بود را آزاد می کردند که برخی از این بی زبان ها با سروصدای غیرقابل تحمل تماشاگران سکته کرده و بر زمین می افتادند که به حمدالله این فرهنگ منفی هم اکنون برچیده شده است.
فرهنگ هواداری چیزی است که نشات گرفته از فرهنگ همان جامعه است و به غیر از برخی موضوعات هواداری کلیشه ای که در تمام دنیا مشترک است در بقیه فرهنگ هواداری کشور به کشور، شهر به شهر و منطقه به منطقه فرق عمده ای دارد.
مثلا در برخی شهرهای کشور که نیازی نیست نامبرده شود، فرهنگ هواداری بر مبنای توهین به هویت و قومیت منطقه ای حریف تعریف شده است و حتی رئیس کانون همان باشگاهی که اسم باشگاه فرهنگی را نیز یدک می کشد در تنظیم ارکستر و نظم هوادران تیم معروف خود شریک شده بود و هواداران را در توهین به قومیت و ملیت حریف خود همراهی می کرد. متاسفانه تمامی شعارهای منفی علیه تیم ها از همین استادیومی که به نام آزادی است به فرهنگ هواداری سایر شهرستان ها سرایت می کند که جای بسی تاسف است و باید و باید اصطلاح شود.
بر می گردیم به شهر تبریز و استادیوم یادگار امام و طرفداران تراکتور… طرفداران کاملا احساسی تراکتور از آن دسته طرفدارانی هستند که لقب پرشورها و به عبارتی «تی تی»های فوتبال کشور را یدک می کشند و کاملا به غیر از همان موارد کلیشه ای در بقیه موضوعات طرفداری کاملا فرق دارند.
فرهنگ شعار«عیبی یوخ» و حمایت کامل از تیم شهر خودی یکی از شعارهای معروف و فرهنگ سازی شده فوتبال کشور است که از سوی طرفدران تراکتور به فوتبال ایران هدیه داده شده و هم اکنون همه تیم های شهرستانی که روزگاری طرفداران سرخابی ها بودند، هم اکنون به جز چند شهرستان طرفدار تیم شهر خود شده اند و هنگام گل خوردن تیم خودی شعار«عیبی یوخ» تراکتوری ها را سر می دهند. حتی اشعاری در استادیوم یادگار امام در قالب حمایت از تیم و منطقه زندگی خود سرداده می شود که به کشورهای همجوار سرایت داده شده است. مثلا شعار«سن چاغیرسان گلرم من» هم اکنون در بازی های تیم فوتبال قره باغ درلیگ قهرمانان اروپا شنیده می شود که یک افتخار برای طرفداران تراکتور محسوب می شود.
فرهنگ هواداری همان طور که گفته شد موضوعی است که از بطن جامعه و از صحبت های محاوره ای و تفکرات افراد و همچنین لیدرهای کانون هواداری تولید می شود. اگر لیدری از شعارهای لمپنیسم استفاده کند به ندرت به چشم می خورد که افراد روی سکو نسبت به آن شعارناشایست اعتراض کنند و اتوماتیک وار همه یکصدا آن شعار را سر می دهند. بیشتر طرفداران به گفته خودشان اغلب ناخودآگاه، سوار بر امواج شعارهای منفی می شوند و این در حالی است که شعارهای مثبت و روحیه بخش را همه به دلخواه خود و با صددرصد نیرو و توان سر می دهند.
مثلث «جامعه – لیدر – طرفداران» با تقویت ارتباط خود از طریق رسانه و یا دیدار به غیر از جو استادیوم و جلسات متعدد با جامعه شناسان می تواند اثرات مثبتی در فرهنگ سازی طرفداران داشته باشد و ناگفته نماند که طرفداران تراکتور به غیر از چند مورد جزئی در بقیه موارد سردمدار فرهنگ هواداری در ایران هستند. در برخی موارد با نفوذ عوامل باشگاه های رقیب و یا دشمنان کشور در بین هواداران و مسموم کردن جو هواداری و سرایت دادن شعارهای نامربوط فضای ورزشگاه را آلوده می کنند.
استادیوم آئینه فرهنگ و وضعیت زندگی یک جامعه است، چراکه وقتی تیمی از یک کشوری با تیم چند ملیتی به کشور و شهرمان می آید، قطعا از بدو ورود به کشور با برخورد افراد مسئول و غیر مسئول و طرفداران فرهنگ جامعه را قضاوت خواهد کرد. حتی برخورد خدمه فرودگاه، رستوران، فضا و مبلمان شهری و نیروهای انتظامی و غیره در این قضاوت سهیم خواهند بود و همین برخورد مثبت باعث خواهد شد تا بازیکن و یا اعضای کادرفنی و مسئولان تیم حریف آرزوی سفری دوباره به شهر و یا کشورمان را داشته باشند.
بعد از بازی تراکتور و الوحده امارات که استادیوم بازسازی شده و تغییر چمن ورزشگاه انجام شد، طی سفر معاون وزیر به همراه چندین خبرنگار و عکاس به استادیوم یادگار امام رفتیم که متاسفانه تعداد قلیلی از صندلی های تازه نصب شده را شکسته ملاحظه کردیم که خیلی تاسف آور بود. همه طرفداران در حفظ فیزیکی ورزشگاه و آبروی فرهنگمان سهیم هستند و افرادی که به دلایل تربیت منفی و مشکلات اجتماعی مرتکب چنین خطاهایی می شوند را باید توجیه و امر به معروف کنند.
در آستانه بازی بزرگ و مهم دیگر در لیگ نخبگان آسیا با نماینده عراق یعنی الشرطه هستیم که 12 آبانماه در تبریز خواهد بود. قطعا تمامی افکار رسانه های خودی و ناخودی به این بازی معطوف خواهد بود. کوچکترین اتفاقات منفی را به سرعت مخابره خواهند کرد و از تمامی طرفداران انتظار داریم تا یکبار دیگر فرهنگ بالای خود را فارغ از هر نتیجه ای که قابل پیش بینی نیست را به نمایش بگذارند تا بار دیگر دستان دشمنان در حنا باقی بماند.
پایگاه خبری تحلیلی راهبرد رسانه صحت خبر بهتر از سرعت خبر