نگاهی به اتفاقات بازی اخیر تراکتور و گل گهر
بسیج همگانی علیه تراختور
این روزها اخبارداغ تراکتور و اتفاقات بازی اخیر این تیم، بر روی آنتن شبکه های ملی، ماهوارهای قرار گرفته است و وقتی پای گیرندههای تلویزیونی قرار میگیریم از کارشناس گرفته تا کارنشناس علیه تراکتور صحبت میکنند. از شبکه های اجتماعی گرفته تا شبکه های تصویری و صوتی صدا و سیما تا شبکههای معاند لوس آنجلسی همه وهمه بحث در مورد تراکتور و سرپرست یا به قولی مدیر معروف این تیم است.
سرویس ورزشی راهبرد رسانه / وحید ارضی / تیم فوتبال تراکتور در لیگ بیست و ششم، شروعی فوق العاده داشته و تا پایان هفته ششم با کسب 16 امتیاز از 18 امتیاز ممکن در صدر جدول جا خوش کرده است وهمین مساله به مذاق خیلی ازمربیان تیم های مدعی قهرمانی سازگار نشده و از هفته اول به دنبال بهانه ای می گشتند تا تراکتور را به حاشیه بکشانند.
همه فوتبال دوستان واقف هستند که فوتبال باشگاهی ایران چگونه اداره میشود و بیشتر از بار فنی مربیان، حواشی هستند که نتایج را تعیین میکنند. چراکه در طول سالیان سال بیشتر قهرمانیهای تیمهای خاص، مساله دار بوده و حتی مربیانی که مدعی پرافتخاربودن و فنی بودن را دارند، عملا در صحنههای حساس و بین المللی که امدادهای غیبی به دادشان نمیرسد، کاری از پیش نمیبرند وعملا به حرف و ادعای ما صحه میگذارند. همین عدم قهرمانی تیمهای ایرانی در لیگ قهرمانان آسیا ثابت میکنند که فوتبال باشگاهی ما مریض است و مربیان کم دانش و مشخصی که بارفنی بالایی هم ندارند اما همه ساله مانند بازی منچ از این تیم به آن تیم کوچ میکنند و بازیکنان مخصوص و ابزارمانندشان را با خود به باشگاه جدید میبرند، در فوتبال ما همه کاره هستند.
بحث تبانی تیمها، صحبت کردن و وعده دادن به بازیکن حریف، خرید داور و غش کردن، مساله آبهای آلوده، سکههای لای گز، اعلام پنالتیهای مضحک، گل آفساید، عدم حاضر شدن مقابل تیم حریف به بهانه دیر رسیدن، حفاظت امنیتی و جانی و دهها مساله دیگر نشانگر فوتبال باشگاهی ماست.
حال فحاشی سازمان یافته وتوهین علیه مردم شریف آذربایجان و بازیکنان تراکتور در استادیومی به نام آزادی، به طور گسترده به سایر استادیومهای شهرهای مختلف نیز سرایت کرده و این در حالی است که تمامی باشگاهها برچسب عنوان فرهنگی – ورزشی را هم یدک میکشند. در این بین یکی دوسال است که یک شخص به عنوان سرپرست تراکتور انتخاب شده که از چهرههای معروف و بین المللی فوتبال کشور و آسیاست. کاریزمای این شخص به نوعی است که توهینها و حواشی سازمان دهی شده را برنمیتابد و به قول خودش در ازای پولی که میگیرد باید از حق و حقوق تیمش دفاع کرده و به وظیفه خود عمل کند و این خوش غیرتی و مسئولیت مداری مدیر تیم فوتبال تراکتور باعث شده است که تمامی ارکان فوتبال کشور از مربی گرفته تا بازیکن، علیه وی جبهه بگیرند و گذشت زمان ثابت میکند که مربیانی که درهفته ششم با سوالات سازمان دهی و دیکته شده از سوی برخی دشمنان تراکتور مواجه شدهاند، اندازه یک جو شرف و غیرت و مردانگی نداشتهاند که از خود و یا همان خبرنگار بپرسند که چرا خداداد عزیزی اینگونه عصبانی و برافروخته شده است که آن جملات رکیک را به زبان بیاورد؟ همان مربیانی که با چهرهای مظلوم اشک تمساح میریزند و ادعای الگو بودن را توصیه میکنند خودشان روزگاری با جفتک انداختن در چمن آزادی به روی بازیکنان حریف میپریدند تا حد مصدومیت شدید و قطع نخاع بازیکن حریف و یا همین مربی تیم اراک هفته گذشته چه سخنانی در کنفرانس خبری علیه مربی شمس آذر بیان کرد و یا خود آقای ویسی که یک مربی باشخصیت است به جای پرداختن به موضوع اصلی به بیراهه زده و علیه مدیر تیم تراکتور حرف زد و این در حالی است که وقتی ویسی را از تیم ملی کنار گذاشته بودند چه سخنانی علیه مربی وقت تیم ملی نکرد! این در حالی است که این مربیان اشارهای به فحاشیهای اخیر علیه بازیکنان تراکتور و مردم آذربایجان نکردند که به مراتب مهمتر از مساله خداداد بود.
امسال همه رسانههای کشور و حتی رسانههای معاند خارجی و فضای مجازی علیه تراکتور بسیج شده اند، از سربازی بیرانوند گرفته تا نحوه بازی و مدیریت تراکتور، نتایج این تیم، نحوه خوشحالی بازیکنان تراکتور، کشاله کاپیتان ووو موضوعاتی است که همین شبکهها و رسانهها هر روز به آن میپردازند. در این بین فحاشیهای سازمان یافته علیه بازیکنان ملی پوش تراکتور و مردم آذربایجان جایی در بحثهای داغ این شبکههای خود فروخته ندارد و همگی انرژی خود را بر حاشیه سازی علیه تراکتور معطوف کرده اند.
وقتی میگوییم در فوتبال ایران حواشی پررنگتر از متن است، پربیراه نگفتهایم. بازیکن سابق پرسپولیس نیازی به معرفی ندارد و جریان سربازیاش و مصدومیت ساختگی مقابل تیم محبوب خود در فصلی که تراکتور نیاز مبرم به بازیکن داشت، یا کارشناسی در بازیای که وی بازیکن حریف تیم محبوب خود محسوب میشد و یا جریان و اتفاقات تلخ بازی تراکتور – پرسپولیس و پرتاب سنگ به طرف تماشاگران و یا شوت کردن توپ به سوی تماشاگران در بازی ماشین سازی – پرسپولیس، نشان دادن علامت مثبت هجده به تماشاگران و دهها مساله دیگر حاشیههایی بود که همه اینها را سید مهدی رحمتی که هنگام مصاحبه بعد از بازی تراکتور – گل گهر قیافه حق به جانب و مظلوم و ننه من قریبم، به خود گرفته بود را به خوبی میدانست.
سید مهدی رحمتی که این روزها مربی شده و هر سال طبق قانون فوتبال ایران از این تیم به آن تیم کوچ میکند بهتر از هر کسی واقف بود که بازیکن حاشیهدارش میتواند گره گشای این بازی باشد و در طول این 6 بازی عالیشاه فقط یک بار به صورت فیکس به میدان رفته بود. یعنی بازی تراکتور – گل گهر دومین بازی عالیشاه برای رحمتی بود. رحمتی برای حاشیه سازی و بهره بردن از آب گل آلود، این بازیکن معروف که هر بار به تبریز آمده حاشیههای بسیاری به بار آورده را، مقابل تراکتور فیکس کرد. واضح بود که این بازیکن بزرگ شده در مکتب مجتبی محرمیها، کار خودش را به نحو احسن انجام خواهد داد، از شوت زدن به بطری آب، کارت زرد اول، تحریک تماشاگران و در نهایت تکل بیمحابا روی بهترین بازیکن فوتبال کشور به هر بهایی، و سپس اعتراض به حق و به موقع مدیر تراکتور به داور برای اخراج بازیکن، کافی بود تا ترفند رحمتی جواب دهد و همین اتفاق کافی بود تا خوراک رسانهها جور شود. این سوال پیش میآید که رحمتی و نیمکتش چرا مانع فحاشی و حرکات ناشایست عالیشاه علیه خداداد عزیزی که هنگام فحاشی دستش را جلوی دهانش گرفته بود، نشدند؟ معلوم میشود که این یک تاکتیک نخ نما شده و مختص فوتبال ایران میباشد و گرنه این حرکات عالیشاه میتوانست قبل از گل پیروزی بخش تراکتور، منجر به اخراجش شده و زمینه ساز ضرر و زیان به تیم گل گهر باشد.
البته ناگفته نماند اکثر مربیان بیش از توجه به تاکتیک و بارفنی بازی مقابل تراکتور بیشتر به دنبال ایجاد حاشیه هستند. مثلا بعد از پایان تلخ فصل جمعه سیاه، حامد لک به سایپا رفت و بعد از آن بود که همیشه حاشیه سازی می کرد. در بازی تراکتور و سایپا علی دایی سرمربی سایپا بود. دایی از همان اوایل نیمه اول بدون هیچ دلیل منطقی، حامد لک را که ذخیره بود برای گرم کردن پشت دروازه خودشان فرستاد. حامد لک نیز با ادا اطوارهای همیشگی و معروف خود، تماشاگران را به شدت تحریک کرد و تماشاگران به جای تماشای بازی و حمایت از تیم خود معطوف حرکات تحریک آمیز لک شدند و این در حالی است که درهیچ جای فوتبال جهان دروازه بان ذخیره را بدون دلیل فنی گرم نمی کنند، چون بر روحیه گلر اصلی تاثیر منفی میگذارد، ولی قبل از بازی این عمل با با گلر فیکس تیم سایپا هماهنگ شده بود و نیت دایی تحریک تماشاگران و به حاشیه کشیده شدن بازی بود و والسلام، چون هیچ دلیلی نداشت که این عمل مضحک با دستور شهریار فوتبال ایران و توسط گلر حاشیه ساز انجام شود.
با این اوصاف و تفاسیر مختصر از فوتبال کشور، نباید افکار عمومی اسیر رسانههای زرد و منظوردار و اخبار رنگی قرار بگیرد و باید اشاره کرد که به هیچ عنوان فحاشی از سوی هیچ طرف را تائید نکرده و نمیکنیم و نباید فوتبال کشور به سوی حاشیه سوق داده شده و حقیقت ماجرا پوشیده بماند و خدای نکرده به بهانه یک جنجال که جرقهاش از سوی بازیکن مسالهدار و هماهنگ با نیمکت تیمش زده شد، حق و حقوقی را از تراکتور زایل کنند.
اگر از حق خوریها و ناعدالتیها علیه فوتبال آذربایجان به خصوص تراکتور بنویسیم باید یک مثنوی نوشته شود و البته بعد از اتفاقات جمعه سیاه در مقالهای با عنوان«تراکتور تیمی که خیلی یتیم است» مفصلا به مساله پرداخته شده است اما در این وانفسا نباید از مظلومیت تراکتور و طرفدارانش به سادگی رد شد، تمامی رسانههای استانی وظیفه دارند به اصل مساله که میخواهند به هر نحوی شده تراکتور را به حاشیه بکشند، باید بپردازند.
پایگاه خبری تحلیلی راهبرد رسانه صحت خبر بهتر از سرعت خبر