تا وقتی من یادم میاید همیشه حق تیمهای تبریز در این فوتبال بی در و پیکر پایمال شده وتابحال هیچ یک ازمسولین آذربایجانی و بومی درصدی تلاش جهت احقاق حقوق تیمهای تبریزی نکرده اند ویا اگر تلاش مختصری هم بوده در همان ده روز اول عقیم مانده است.
راهبرد رسانه / وحید ارضی / در اوایل دهه هفتاد لیگ اول ایران با نام جام آزادگان یک سال بصورت دو گروهی برگزار گردید ودر یک گروه تراکتورسازی تبریز با امتیاز بالانسبت به تیم دوم یعنی کشاورزتهران اول شد و با تیم دوم گروه دیگر یعنی پاس بازی ضربدری انجام داد بازی رفت در تبریز با گل کاملا آفساید محسن گروسی به پایان رسید و تمام بازیکنان و طرفداران به این نکته واقف بودند که حق تیم خورده شده اما مسولین امر وعده دادند که با شکایت وفلان حقمان را خواهیم گرفت ولی هیچ یک از مسولین ما را به فدراسیون فوتبال راه هم ندادند چه برسد که فریادمان را به گوش مسولان برسانند ودر جواب طرفداران گفتند که در بازی برگشت تراکتور جبران خواهد نمود. اما در بازی برگشت پاس تهران با یک بازی کاملا تدافعی وبا درخشش بهزاد غلامپور تمامی حملات تراکتور را خنثی نمود وبازی صفربرصفر پایان یافت تا پاس در فینال و در ضربات پنالتی پیروزی تهران را شکست دهد و قهرمان لیگ آزادگان شود.نیمه اول دهه هفتاد تراکتور با هزار زحمت فینالیست جام حذفی شد وبهمن تهران را در باغشمال باشوت از راه دورحسندخت که وارد دروازه سجادی شد شکست داد.اما در بازی برگشت داستان جور دیگری نوشته شد ابتدا کاظم نور محمدی هافک خلاق تراکتور اخراج شد ودر ادامه نیز گل بسیار زیبای حسندخت باز از سوی داوران مردود اعلام گردید معلوم نشد ضربه کاشته از چهل متری چطور آفساید اعلام گردید.دویاره مسولین وعده دادند که حق تراکتور برآورده خواهد شد اما وعده سر خرمن در هندستان و در جام میلز محقق شد و دست طرفداران تراکتور یکبار دیگر در حنا ماند.چند سال بعد با حضور شهرداری تبریز در لیگ آزادگان و ظهور تیم سایپا از تهران یک بار دیگر و در ورزشگاه باغشمال حق یک تیم تبریزی پایمال گردید.شهرداری درآن سال با بازیهای درخشان سری بلند کرده بود و در انتهای لیگ با تیم سایپا جدالی نفس گیر داشت و بازی یک بر صفر به نفع تیم تیریزی میرفت که پایان یابد اما شاهکار حسین عسگری داورمسابقه امتیاز کامل را از شهرداری گرفت.ماجرا بدین شکل بود که نود دقیقه پایان یافته بود اما داور از اعلام اتمام بازی صرف نظر کرد ودر دقیقه نهم از وقتهای تلف شده هافبک میانی تیم سایپا تدارک یک حمله را دید وبا ارسال توپ بلند میخواست هافبک کناری تیمش را صاحب توپ کند که توپ مستقیما چند متر مانده به نقطه کرنر به اوت رفت و داور کناری اوت را بنفع شهرداری اعلام نمود و دفاع چپ تیم تبریز توپ را برداشت که پرتاپ کند داور وسط با سوت و سپس با اشاره از مدافع شهرداری خواست که توپ را به حریف بدهد و مدافع و بازیکنان شهرداری هاج واج نگاه کردند که این چه صیغه ایست در همین اثنا بازیکنان تیم سایپا با زیرکی خاص توپ را وارد دروازه نمودند وبلافاصله هم داور سوت پایان بازی را بصدا درآورد وبازی یک بر یک خاتمه یافت. طرفداران بیشماری که بعلت حساسیت بازی به استادیوم آمده بودند شروع به اعتراض کردند و مانع از خروج داوران و بازیکنان سایپا شدند و هرچه دستشان بود پرتاپ نمودند و مسولین هیات فوتبال تبریزچندین بار از بلند گوی ورزشگاه با خواهش وتمنا از تماشاگران خواستند تاتماشاگران استادیوم را ترک نمایند اما مردم اصلا توجه نکرده و میگفتند این سومین بار است که حقمان خورده میشود. با آمدن نیروهای یگان ویژه مردم آهسته ورزشگاه را ترک کردند و اعتراضها با شکستن شیشه های تربیت بدنی واقع در حیاط باغشمال همراه شد. صحبتهای مرحوم گهرخانی مبنی بر ایفای حقوق از دست رفته که کاری از پیش نبرد و نه تنها دردی دوا نشد بلکه دامنه اعتراضهای مردم خشمگین ابتدا به چهارراه باغشمال و در ادامه میدان ساعت و بانک ملی کشیده شد. آری براحتی آب خوردن در طول پنج سال با بی کفایتی مسولان تبریزی و زیرکی مسولان حریفان سه بار مانع از قهرمانی تیمهای تبریزی در سطح اول فوتبال کشور شدند. درآن سالها خبری از تیمهای اصفهانی در سطح قهرمانی لیگ نبود و آنها تنها برای سقوط نکردن به لیگ پایینتر پا به مسابقات میگذاشتند.جولان تیمهای ماشین سازی-تراکتورسازی و شهرداری در لیگ آزادگان رفته رفته کم رنگتر شد و وبا آغازلیگ به ظاهر حرفه ای و ناکارآمدی مدیران ورزشی تیمهای فوتبال تبریز یکی پس از دیگری به دسته پایینتر نزول کردند. بازی تیمهای شهرداری و پلی اکریل که در آن بازی نیز حق شهرداری با هدایت سرمربی اسبق ملی که از تیم ملی تازه اخراج شده بود باهم پایمال گردید. بنده در پایان آن بازی کنار رختکن تیم شهرداری بودم و آقای مایلی کهن با صدای بلند و صراحتا به بازیکنان تیمش می گفت: ((اصلا ناراحت نباشید من از حقوق پایمال شده تیم دفاع خواهم کرد و صددرصد مانع از سقوط تیم به دسته پایین خواهم شد)).بیش از یک دهه از سقوط شهرداری گذشته اما حقوقی ایفا نشد که نشد. در سالهای بعدی با هجوم بازیکنان درجه چندم غیر بومی و مربیان درجه سوم به تبریزابتدا فیروزکریمی سپس محمود یاوری ودر ادامه علی دوستی-ندیمیمان-میدن دروپ- پیوس-وطنخواه و مربیان دیگر نتواستند تا تیمهای اول تبریز یعنی ماشین و تراکتور را به سطح اول فوتبال برگردانند و هر سال بدلایلی در آستانه صعود به لیگ برتراز این مهم باز میماندند. جریان بازی با هما خاطرتان هست که در آن سال تراکتور با امتیاز برابرولی با تفاضل گل بهتر نسبت به هما قرار داشت اگر بازی مستقیم را نیز مد نظر قرار می دادند این تراکتور بود که به پلی اف صعود به لیگ برترقرار میگرفت اما مسولین فوتبال ایران درآن سال یعنی سال85 تصمیم گرفتند یک بازی بین این دو تیم برگزار شود و این بازی که قرار بود در تبریز انجام شود بدلایلی ابتدا به زنجان سپس به تهران و نهایتا در ماه خرداد همان سال و ساعت چهار بعد از ظهر در اصفهان برگزار گردید و در ضربات پنالتی تراکتوریها بازی را به هما واگذار کردند واشکهای طرفداران وپیوس سر مربی باهم جاری شد.اما سال بعد تراکتور با همین سرمربی دوست داشتنی پا به عرصه لیگ دسته یک گذاشت و با بازی های خوب دوباره در آستانه صعود به لیگ برترقرار گرفت اما بازی با شیرین فراز هنوز که هنوز است ازیادها نمی رود که چگونه با حضور شصت هزار تماشاگراین بار با هنرنمایی داور مسابقه و صد البته حاشیه سازی کاملا حرفه ای موذیانه فراز کمالوند و دوباره عدم کفایت مسولین استانی در کشاندن بازی به استادیوم مجموعه یادگار امام در دو بازی رفت و برگشت مانع از حضور سرخ جامگان آذربایجان در بالاترین سطح فوتبال کشور شدند. دوسال بعد اما تصمیم گرفته شد که تراکتورحتما در لیگ برتر حضور یابد و در آستانه انتخابات سال88 تراکتور موفق شد جشن حضور در لیگ برتر را برگزار نماید.حضور تراکتور که تابوی پر طرفدار بودن تیمهای قرمز و آبی پایتخت را شکسته بود جریانی تازه در لیگ برتر ایجاد نمود.یعنی حضور بیش از پنجاه هزار تماشاگر دراستادیوم سهند مجموعه ورزشی یادگار امام در هر بازی.این بدان معناست که تراکتورسازی تبریز متعلق به شهر تبریز نیست بلکه تیم محبوب تمام ترکهای ایران میباشدو حتی در رسانه های کشورهای همسایه حضور طرفداران بیشمار و محبوبیت تیم بزرگ تراکتورسازی این موضوع انعکاس یافت وتا جایی این موضوع باعث شد که مسولین تیم گالاتاسارای ترکیه در تدارک بازی دوستانه با تراکتور شدند که سرانجام نیانجامید. وقتی در بوشهر تراکتور طرفدار دارد بس در سایر شهرها میزبان خواهد بود در حالی که در زمین حریف به میدان میرود. در کرج-تهران-انزلی-شیراز-مشهد-اصفهان-اهوازو سایر شهرها طرفداران تراکتور حضور می یافتند تا از تیم خودشان حمایت کنند.تراکتور در اولین حضور خود توانست در بین ده تیم رده بندی قرار گیرد و درسال بعد پنجم شد.اما در سومین سال حضور در لیگ برتر تراکتور سودای حضور در آسیا را داشت که این بار نیز بازیگری در نقش قاضی ایفای نقش نمود.((داور جهانبازی)) حاکم میدان دربازی با صبا باطری بود که وقتی بازیکن صبا گل تیمش را به ثمر رساند وبا حرکت دستش تماشاگران را به رگبار بست نه تنها کارتی نشان نداد بلکه از سوی ناظر و کمیته انظباطی نیز مجازات هم نشد.بازی دو بر یک بنفع صبا در جریان بود که جهانبازی با سوت خود خطای مدافع صبا روی بازیکن تراکتور را پنالتی اعلام کرد و کمک داور هم ضمن تایید تصمیم داور کنار دروازه صبا ایستاد تا ضربه پنالتی زده شود.نصرتی توپ را برداشت که خودش زننده ضربه پنالتی باشد و دروازه بان صبا درون دروازه قرار گرفت در اینحال ما که پشت دروازه صبا منتظر شکار لحظه پنالتی بودیم ناگهان داور مانع از زدن ضربه شد و دستور ادامه بازی را داد.بازیکنان هرچه اعتراض نمودند که قضیه چیست داور نه تنها جوابی نداد بلکه کارتهایی هم به بازیکنان معترض نشان داد.تماشا گران که میخواستند تراکتور در آسیا جولان بدهد شروع به اعتراض و شکستن صندلی هایی نمودند که تازه در ورزشگاه نصب شده بودندو چندین خودروی پارک شده در محوطه توسط تماشاگرانی داغون شد که برای چندمین بار حقشان بنا بدلایلی نادیده گرفته میشد.دوباره مسولین وعده هایی دادند اما تابحال نیزمعلوم نشد که چه کسی به داور دستور داد تا مانع از ضربه ای شود که از سوی خود او اعلام گردیده بود.سال بعد با هزار و یک دبدبه و کبکبه امیر قلعه نوعی که معروف است به مافیای فوتبال ایران که هم قدرت مالی زیاد دارد وهم دارودسته چاله میدانی در اطرافش پرسه میزنند شد مربی تراکتورسازی.با پیشواز به استقبال وی رفته شد و بازیکنانی مثل صادقی-حاج صفی-اکبرپور-آشوبی -فروزان و غیره که یار دیرین سرمربی بودند به تبریز تشریف آوردند.در یک بازی جنجالی این بار دوباره محسن ترکی با سوت طلایی بازی را بنفع تیم سابق سرمربی درآورد ابتدا یک پنالتی و اخراج حاج صفی ودر ادامه پنالتی دوم و باخت تراکتور.این بازی نیز پایان یافت و تراکتور نایب قهرمان لیگ شد اما سرمربی تیم که با تراکتور سفید و با تماشاگران قرارداد معنوی امضا کرده بود در آخرین لحظه تراکتور و طرفدارانش را قال گذاشت و با اولین اشاره بسوی تهران پرواز نمود و بازیکنان عقدی خود را به تیم محبوبش برد و حتی ((توزی)) بازیکن برزیلی که نسبت به او میگفت: ((زیاد آش دهن سوزی نیست)) را به استقلال برد.تراکتور مدل تونی خیلی زود با شکل وشمایل خاصی در لیگ بعدی شکل گرفت و با فوتبالی هجومی و صد البته با برنامه شخصیت قهرمانی به خود گرفت اما در پنج مسابقه آخر معلوم نشد که چه بر سر تیم آمد واینبار تونی اخراج و تیم در آستانه قهرمانی به حاشیه مدیریتی رفت و دوباره نایب قهرمان شد.سال بعد مجید جلالی مربی خوشنام سکان هدایت تیم اول آذربایجان را بر دست گرفت و با بازیهای خوب توانست تیم را در سطح بالا نگه دارد اما دوباره حاشیه های مدیریتی و نامعلوم باعث شدند که مربی با اخلاق را مجبور به استعفا کنند و تونی مربی اخراج شده در سال قبل را سر مربی تیم نمایند تا تماشاگران از این بی ثباتی مدیریتی ناراحت نشوند و تراکتور با چاشنی شانس توانست جام حذفی کشور را فتح کند. لیگ امسال تراکتور با سرمربی بومی و جوان و بازیکنان بومی آغاز به کار کرد و با بازیهای درخشان نیم فصل اول با بیشترین گل زده قهرمان شد.درآغاز نیم فصل دوم بازیهای ضعیف دروازه بان لک زیاد به چشم آمد ونهایتا حامد لک باعث و بانی اخراج رسول خطیبی از روی نیمکت تراکتور شد و فاتح دلها یعنی اولیویرا برای بار سوم سرمربی تراکتور گردید.تونی خیلی زود تیم را جمع و جور کرد و با بردهای پشت سرهم به صدر جدول چسبید.بیرحمی فوتبال و ناداوریهای مهندسی شده باعث شد که آقای فغانی داور بازی سپاهان – تراکتور شود و تراکتور با شاهکار همین داور بازی برده را با اعلام پنالتی بیمورد در اصفهان ببازد. به اعتقاد بنده اگر مسولین درآن بازی نسبت به داوری اعتراض درست و حسابی و حرفه ای میکردند بازی آخر آنطور مفتضحانه – تمسخرانگیز و تحقیرآمیز پایان نمی یافت.چرا که برنامه های نا جوانمردانه تیم سپاهان در سالهای گذشته از جمله مساله مربوط به آبهای آلوده – عبور دادن حریغان از استیج و تونل مغناطیسی که بر اعصاب بازیکنان تاثیر می گذارد و فوتبالیستها را کاملا منگ میکند- غش کردن داور به نفع سپاهان- قراردادن سنسورهای هدایت کننده درون توپها و هدایت الکتریکی مغناطیسی توپها از بیرون زمین به سوی دروازه حریف و خیلی از کارهای دیگر که شاید برای بعضی ها غیر منطقی و نا معقول باشد.تنها امسال دوازده بازی با اشتباهات داوری که چهارتا از این قضاوتها بر عهده همین فغانی بود بنفع تیم سپاهان پایان یافت. بطور مثال بازی رفت در اصفهان با نفت مسجدسلیمان که خلتعتبری در موقعیت آفساید دروازه را باز نمود و با تعجب در برنامه نود هم اشاره کرد که ((بله چرا دروغ بگم گلم آفساد بود دیدم داور اعلام نکرد و منهم توپ را گل کردم)) و بخاطر همین اعتراف مورد غضب باشگاه سپاهان قرار گرفت.در بازی دور رفت نیز با تراکتور هم باز گل همین بازیکن از موقعیت آفساید وارد دروازه لک شد.در بازی دور برگشت سپاهان با پرسپولیس نیز فغانی خوش خدمتی خود را نسبت به تیم سپاهان انجام داد. و نه تنها بازیکن خطاکار را اخراج نکرد بلکه از اعلام پنالتی نیز بنفع تیم تهرانی صرف نظر کردو سپاهان را در پایان بازی برنده از زمین خارج نمود.فینال به بازی آخر کشیده شد و قرار شد که فقط استیج اصلی جشن قهرمانی به تبریزآورده شود و همه غافل از دستهای آلوده که بازی سایپا-سپاهان را برگزار کردند.کسی نپرسید که دفاع آخر سایپا چرا آفساید دهه شصتی آنهم از نوع محلات به سپاهان کادو میدهد.فوتبالیستهای قدیمی میدانند که منظور من چیست ودر صحنه گل دوم سپاهان چرا مدافعین سایپا مانع از گلزنی شریفی کوتاه قد نشدند.اما سپاهان به هر نوعی این بازی را برد تا منتظر سوت پایان مامور خود در تبریزباشند.بله فغانی با اشباهات عمدی نه سهوی بازی را طوری پیش برد تا تیم دلخواه خود را قهرمان کند.ابتدا آندو را اخراج نمود سپس پنالتی روی کریمی را اعلام نکرد و سوت پایان را زودتر از موعد مقرر بصدا درآورد . آخر بازی هم که شایعه کثیف و مرموز باعث شد تا فغانی گم شود.اما نحوه توضیحات و دفاع مسولین امر باعث رنجش بیش از حد اهالی فوتبال در آذربایجان گردید .حق مردمی که از چهار گوشه ایران برای تماشای بازی از شب قبل در تبریز حضور یافته بودند چه شد و چه خواهد شد.ایکاش پنجشنبه در پارک زیبا وتازه افتتاح شده از سوی شهرداری منطقه3تبریز واقع در آخر طالقانی که جا دارد تشکر ویژه ای ازشهردار حسینی ومسولین امراین منطقه داشته باشیم می بودید ومیدید طرفدارانی که از شهرهای مختلف برای دیدن بازی و جشن قهرمانی تراکتور آمده بودند.تراکتور با ارایه بازی تهاجمی وزیبا میرفت که نفت تهران را به سرنوشت دیگر همشهری خود یعنی استقلال دچار کند که مانع سخت و لجوجی به نام ناداور((فغانی)) مانع از این فعل شد. حتی نفت تهران نیز در این قضیه متضرر شد چون اگر آنها اگر سه بر یک جلو می افتادند چه بسا داور فغانی با اخراج مبعلی و یا بیرانوند بازی را به تساوی بکشد اما چون تیم آنها سه بر یک عقب بود و اگر آندو اخراج نمی شد و یا داور از اعلام پنالتی چشم پوشی نمی کرد آتش بازی تراکتور ادامه می یافت و با باخت پر گل بازی را واگذار میکردند.اما آنها بازی باخته را به تساوی کشیدند آنهم در مقابل صد هزار نفر و از این بابت زیاد سر وصدا و اعتراض نکردند و داوری هم که طبیعتا بنفع انها بود.اما کارشناسان نا کارشناس از همه بدتر آقای فنایی که سابقه بسیاری در ماستمالی کردن این جور قضاوتها را دارد کارشناسی برنامه نود را بر عهده داشت دوباره نمک بر زخمهای تراختوریها ریخت چرا که نباید از یک کمک داور نسبت به قضاوت کار داور وسط استفاده کرد مگر آقای فنایی داور وسط بودند که کار آقای فغانی را نقد کردند؟چطور میشود فنایی قضاوت فغانی را با آن اشتباهات پشت سر هم در بازی با تراکتور-سپاهان و پرسپولیس – سپاهان ونفت-تراکتور که همگی بنفع تیم سپاهان بوده و البته تاثیر گذار در سرنوشت قهرمانی را نقد نمی کند و یا برنامه نود این 12 بازی سپاهان را که داوری ها به نفع سپاهان بوده را به چالش نمیکشد.مگر گناه طرفدار بودن تراکتورچیست؟دانش آموزانی که تا الان هم نتوانسته اند بازی 25 اردیبهشت را فراموش کنند و رغبتی در فصل امتحانات ندارند و شاید اگر بعد از خردادماه نتایج دروس دانش آموزان آذربایجانی را مرور کنیم بیشترین مردودی را خدای ناکرده در آذربایجان خواهیم داشت.مسولین ورزش تبریز خواب هستند یا بلد نیستند که چگونه از حقوق بحق موکلان خود که تیم یتیم تراکتورسازی و طرفدارانش هستند دفاع کنند.اگر این موضوع و جریانات سر سپاهان یا سایر تیمها می آمد آیا مسولان آن تیمها مثل مسولین تبریزی از حقوق تیمشان دفاع می نمودند؟ قطعا آنها کاری میکردند که صددرصد حقوق ضایع شده زنده می شد. صحبت از یک تکه فلز بی اهمیت به نام جام قهرمانی نیست غرور و سر افکندگی ما را چه کسی پاسخگو خواهد بود؟تا وقتی من بیاد دارم حق تیمهای تبریزی در این فوتبال نه بکبار نه دو بار نه سه بار بلکه ده ها بار له و پایمال شده و در آخر هم تیمهای تبریزی بدهکار و جریمه نیز شده اند.در قانون فیفا اگر یک تیم در لیگی بیش از دوبار از اشتباهات داوری آنهم سهوی منتفع شود بازیهای آن تیم و قضاوت داوران آن دو مسابقه قابل بررسی است واگر بیش از سه بار تیمی از اشتباهات داوری سود ببرد یقینا کاسه ای زیر نیم کاسه بوده و حتما تیمهای سود برده را محروم و از امتیازشان کسر می کنند.آیا مسولین امر اعمم از استاندار-فرماندار-تربیت بدنی و از همه مهمتر مدیران باشگاه تراکتور سازی از این حق خوری آشکار شکایت کرده و چه نوع دفاعیه و شکایتی نموده اند؟ گناه آن افرادی که در آن شب نزدیک بود جان خودشان را از دست بدهند چه بود؟آیا خون شهروندان اصفهانی از خون سایر هموطنان رنگینتر است؟گناه آن چهل وسه نفر مامور نیروی انتظامی چه بوده که مجروح شده اند؟شاید فقط فوتبال است که حق ما خورده میشود! انشاا… در سایر زمینه های اجتماعی-فرهنگی-اقتصادی و غیره حق آذربایجان که سر ایران است خورده نشود.در طول سی سال من احساس کرده ام همیشه حق تیمهای تبریزی ضایع شده است. در این میان تیم تراختور خیلی یتیم بوده و والدینی نداشته که از حقوق فرزند خود دفاع کنند. گذر زمان همه چیز را بیشتر از روز روشن خواهد نمود. همانگونه که داور استرالیایی بازیکن مشمول خدمت تیم ملی ایران را اخراج نمود همین فنایی و فغانی بودند که اذعان نمودند که داور ویلییامز اشتباه کرده و نباید فولادی را اخراج می کرد! خطاهای فولادی کجا و خطاهای آندو کجا؟ نتیجه این که مسولین نباید به این راحتی از حقوق ضایع شده همشهریان خود بگذرند و با درایت و کفایت خداپسند و در داخل کشورمان مساله را حل وفصل نمایند چطور که در سال گذشته شهرداری را بااتهام تبانی به لیگ پایین هدایت کردند و یا در لیگ کالچوی ایتالیا یونتوس را بخاطر تخلف های داوری و تبانی به دسته پایین جریمه نمودند.مدیران باشگاه تراکتورسازی و مسولین استانی و نماینده ها دست در دست هم نهاده و با به کار گیری وکیل باکفایت ودر شان مردم آذربایجان آب رفته را به جوی بازگردانند و اگر نتیجه ای حاصل نشد به ای.اف.سی شکایت کنند.عملکرد مسولین در این آزمون سخت سنجیده خواهد شد. به امید احقاق حقوق از دست رفته در این سالها که اگر این بار نیز کاری از پیش برده نشود دیگر هیچ زمان اعتماد مردم بدست نخواهد آمد.
این مطلب در سال 94 به نگارش درآمده بود، حال تراکتور بعد از10 سال ازآن خاطره تلخ امروز در سالگرد همان خاطره تلخ قهرمان لیگ برتر شده است. امید است فوتبال کشورمان بار دیگر خاطره ای بد در کارنامه اش ثبت ننماید، کما اینکه بازهم با قهرمانی تراکتور عده ای تنگ نظر با اظهارات بیهوده خود سعی در لوث کردن قهرمانی این تیم پرطرفدار را دارند و بزرگان فوتبال ایران که در خاک و آب آذربایجان متولد شده و مادرانشان با زبان مادری به آنها شیر داده اند از ترس به خطر افتادن جایگاه احتمالی شان در تیم پایتخت هنوز یک تبریک خشک و خالی به قهرمانی تراکتور نگفته اند.
وَ نُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ
پایگاه خبری تحلیلی راهبرد رسانه صحت خبر بهتر از سرعت خبر