آذردخت داوری، روانشناس بالینی، در گفتگو با خبرگزاری جمهوری اسلامی به نکات تاملبرانگیزی درباره حسرت خوردن و آثار سو آن پرداخت:
همیشه پشت حسرت خوردن یک احساس ناکامی وجود دارد؛ یک احساس مثلاینکه من از خودم رضایت ندارم یا من ناکام از رسیدن به خیلی از خواستههای خودم هستم. درواقع، یکچیز پنهانی پشت این ماجرا وجود دارد مثل حسادت اما حسادت و حسرت یک تفاوتی با یکدیگر دارند.
حسرت ورزیدن یک وجه بهتری از حسادت کردن است اما در پنهانش حسادتی وجود دارد؛ یعنی من احساس رضایت از خودم ندارم، من از شرایط خودم راضی نیستم، من به خواستههای خودم نرسیدم اما دیگری به این خواستهها رسیده است. درواقع حسرت، یک مقایسه کردن نامتقابل و ناعادلانه است که فرد دائم با مقایسه زندگی خود با دیگران حسرت میخورد که ایکاش من در جایگاه آن فرد بودم یا کاش من از امکانات او برخوردار بودم.
حسرت خوردن ممکن است یک مقدار باعث ایجاد انگیزه و تلاش فرد شود اما ازآنجاییکه فاکتور پنهان حسادت در زیر حسرت نهفته است و فرد نسبت به شرایط خود احساس نارضایتی میکند، حسرت زندگی دیگران میخورد اما حسرت زندگی دیگران را خوردن یکبار منفی دارد. درواقع، من بهجای آنکه غرق زندگی خودم باشم، داشتهها و نکات مثبتی که در زندگیام وجود دارد را نمیبینم و با یک منفی نگری به زندگی دیگران نگاه میکنم. بنابراین با این رویکرد منفی، حسرت خوردن نهتنها نمیتواند باعث پیشرفت شود بلکه زمینه بیانگیزگی، ناامیدی و نادیده گرفتن خود را فراهم میآورد.
معمولاً افرادی که بیشتر احساس خودکمبینی دارند و احساس خوبی نسبت به خودشان ندارند، بسیار حسرت زندگی دیگران را میخورند. عموماً افرادی که دوست ندارند تلاش کنند و میخواهند خیلی راحت همهچیز را به دست بیاورند، همچنین افرادی که فقط دنبال نتیجه هستند و تابآوری کمتری دارند، معمولاً بدون هیچگونه تلاشی حسرت زندگی دیگران را میخورند.
حسرت خوردن بهنوعی مقایسه کردن خود با دیگران است اما برای مقایسه کردن، ما باید از اعتبار و یکسانی و برابری برخوردار باشیم؛ آیا ما میتوانیم در جامعه افرادی را پیدا کنیم که از همه جهات با یکدیگر برابر باشند؟! خیر، انسانها همه منحصربهفرد و دارای تواناییها و ویژگیهای متفاوتی هستند لذا مقایسه کردن غلطترین رفتار است.حسرت خوردن هم اینگونه است. درواقع ما با حسرت خوردن، خودمان را با دیگرانی مقایسه میکنیم که از شرایط و اعتبار یکسانی نسبت به ما برخوردار نیستند، بنابراین آن مقایسه اشتباه و آسیبزننده است.
حسرت زندگی دیگران را خوردن باعث میشود تا فرد خودش، توانمندیهایش و ویژگیهای مثبتش را نادیده بگیرد و دچار خودکمبینی شود. تمرکز به خارج از وجود خود نیز منجر به این میشود تا ما به کسانی که از زندگیشان دقیق اطلاعی نداریم و فقط ظاهر زندگیشان را میبینیم، توجه کنیم و حسرت بخوریم؛ این احساس طبیعتاً منجر به احساس یأس و ناامیدی، دلسردی، بیانگیزگی و کاهش اعتمادبهنفس خواهد شد.
والدین بهویژه مادر که در خانواده محوریت دارد، نقش تربیتی مهمی بر عهدهدارند لذا چنانچه والدین بهعنوان الگوی فرزندان دارای این ویژگی باشند، طبیعی است که فرزندان این ویژگی خلقی را یاد خواهند گرفت و درواقع اینیک نکته منفی تربیتی خواهد بود. از طرف دیگر، مادری که فقط حسرت زندگی دیگران را میخورد ضمن اینکه احساس ناامیدی، بیانگیزگی و دل سردی دارد، گاهی افسرده و غمگین میشود و داشتههای خودش را نمیبیند و طبیعتاً ممکن است با همسرش دچار چالش و بحث شود.
زمانی که مادر خانواده، خودش را نادیده بگیرد، مدام حسرت زندگی دیگران را بخورد و دائم نداشتههای خودش را ببیند، مسلماً مرتب به نداشتههایش اعتراض کرده و همسر و فرزندانش را با دیگران مقایسه میکند و همهی اینها باعث اختلاف، درگیری و تشنج در محیط خانواده میشود.
با تمرکز بر خودمان و با افزایش عزتنفس و اعتمادبهنفس میتوانیم به صورت واقعی داشتههای خودمان را ببینیم و از حسرت زندگی دیگران را خوردن رهایی پیدا کنیم. کسی که به توانمندیهای خودش باور دارد و از شرایطش احساس رضایتمندی میکند، هرگز حسرت زندگی کسی را نخواهد خورد. ما باید توجه برخودمان را تقویت کنیم و با رفع اشکالات فردی و افزایش اعتمادبهنفس در خودمان کاری کنیم که عوامل بیرونی نتواند به ما صدمه بزنند. ما در شرایطی زندگی میکنیم که همهچیز ممکن است بهصورت نمایشی باشد لذا ما باید واقعیتها را ببینیم نه صرفاً ظاهر زندگی دیگران را.
زندگی توام با حسرت و عواقب این نوع احساس
تهران – گرچه ممکن است همه انسانها دچار حس حسرت نسبت به زندگی دیگران شوند، بررسی این خصوصیت و تاثیر آن بر رفتار و عملکرد افراد مهم به نظر میرسد.
پایگاه خبری تحلیلی راهبرد رسانه صحت خبر بهتر از سرعت خبر